ميرزا محمد على وفا زواره اى
78
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي )
ازبسكه لطف و قهر تو شد عام در جهان * فعل از شرنگ رفته و كيفيّت از شراب يونانيان ز خرمن فضل تو ، خوشهچين * شيبانيان ، ز خوان عطاى تو فيضياب گنجور آسمان به هم آورد علم و فضل * عهدى بعيد ، ختم « 1 » به ذات تو شد نصاب گشتند از لقاى تو محروم ، غايبان * اين است سرّ نكتهء « من كان غاب خاب » جسم عدات و حضرت تو شبنم است و مهر * جان خصوم و ذات تو كتان و ماهتاب دشمن اگر مخالف راى تو دم زند * كف الخضيب ، پنجه به خونش كند خضاب هركس كه از اطاعت حكم تو سركشد * چرخ افكند ز منطقه بر گردنش طناب اى آنكه وصف ذات تو نايد به صد زبان * وى آنكه مدحت تو نگنجد به صد كتاب بيرون بود مكارمت از حيز شمار * افزون بود محاسنت « 2 » از حيطهء حساب افتادهام ز شومى اختر ، به دام طبع * چون تيهوى ضعيف به سرپنجهء عقاب بگشا به دست مرحمت ، از كار من گره * برهان مرا به نيم نظر از چنين عذاب بادا هميشه تا بود از اقتضاى طبع * مر خاك را درنگ و مر افلاك را شتاب
--> ( 1 ) - بعيد و ختم ( 2 ) - محامدت